امروز به مناسبت كريسمس خواستم مطلبی بنويسم . بهتر ديدم همان مطلبی كه در سالهای گذشته نوشتم و در آرشيو دارم با كمی تغيير دوباره باز نويسی كنم .
عيد كريسمس در آلمان
روز ۲۴ دسامبر (۳ دی ماه ) به عقيده اكثر مسيحيان جهان روز تولد حضرت مسيح (ع) است . به همين مناسبت در كليه جوامع پيرو آن حضرت بعنوان كريسمس جشن گرفته می شود .
در آلمان تقريبآ يك ماه به كريسمس مانده كه بزبان آلمانی weinacht (وايناخت )می گويند اكثر منازل، كسبه و ادارات با آذين بندی و چراغانی پنجره خانه ها، مغازه ها ،ديوارها ، درختان و خيابانها به استقبال اين روز و سال نو می روند . به همين منظور در چندين نقطه از شهر بازارهای موقتی بر پا می گردد كه در آنها انواع اجناس و لوازم مرسوم چنين بازارهايی از جمله تنقلات شيرين، اسباب بازی، وسايل سرگرمی ، زينت آلات مصنوعی و غذاهای سرپايی و حتی شراب قرمز گرم شده (داغ) كه در هوای سرد اين روزها، بسيار دلچسب علاقه مندان می باشد همراه موزيك و وسايل بازی و تفريح بچه ها در دكه های چادری ويا چوبی تزئين شده عرضه و با فروش كالاهای خود به مراجعين وعلاقه مندان، زمينه شادی و نشاط آنها را فراهم می كنند . اين دكه ها هر روز تقريبآ از ساعت ۱۰ تا ۲۱باز هستند .
چهار هفته به كريسمس مانده مردم برای خانه و يا محل كار خود چهار شمع بزرگ و با دوام كه بطور زيبايی در يك سينی متوسط تزئين داده شده می خرند در اولين روز از هفته اول كه به آن *ادونت اول*می گويند، اولين شمع را روشن می كنند و اين شمع يك هفته دوام می آورد و در ادونت دوم شمع دوم را روشن می كنند و همينطور سوم و چهارم و بدين صورت نزديكی كريسمس را بشارت می دهند .
در اين ايام اكثر خانواده ها مشغول خريد تزئينات منزل و كادوهای مورد نظر برای اطرافيان خود هستند و تقريبا خيابانها و فروشگاه ها مملو از جمعييت است و بازار دكاندارن داغ .
بطوريكه می دانيم درخت هميشه سبز كاج يا سرو از اساسی ترين وسايل مرسوم شب كريسمس محسوب می شود و تقريبآ تمام خانواده های مسيحی با قرار دادن يكی از آنها دراتاق پذيرايی خود و تزئين آن با انواع چراغهای رنگی و وسايل رنگارنگ و زرق و برق دار به خانه خود جلوه ای خاص می دهند و درخت در گوشه ای از اتاق با اين تزئينات خودنمايی می كند .
همزمان با تدارك و استقبال از سال نو شور و شعف كودكان وصف ناپذير است . آنهابنا به در خواست والدين خود قبل از كريسمس چندين وسيله يا اسباب بازی را كه دوست دارند از بابا نوئل بعنوان هديه كريسمس دريافت كنند، در ليستی نوشته و آنرا به پدر مادرشان نشان داده ويا شفاهآ می گويند و آنها نيز به نسبت احتياج يا الزام و يا بودجه خود اقدام به تهيه يك يا چند قلم از آنها می كنند .
در شب كريسمس كه از قبل همه خود را برای برگزاری اين شب مهيا كرده اند دور هم با حضور بزرگان خانواده جمع می گردند و لحظاتی قبل از شروع مراسم بچه ها را در اتاقی سر گرم ميكنند تا بتوانند با قرار دادن بسته های كادو در زير درخت تزيين شده به آنها چنين وانمود كنند كه بابانوئل آمد وكادوها را اينجا قرارداد و چون بايد در محل ديگر برای ساير كودكان كادو ببرد فرصت ماندن نداشت و شما نيز نبوديد كه آنرا ببينيد و او بعد از قراردادن كادو ها در محل خود، خانه را ترك كرد . كودكان نيز با ديدن كادوها و عجله و عشق به باز كردن وسايلی كه مدتها انتظارش را می كشيدند فراموش كرده بدنبال بابانوئل بروند و اين داستان همچنان در سالهای ديگرادامه دارد وآنها هرگز موفق به ديدن آن نخواهند شد .
(هر چند در روز ۶ دسامبر بعنوان روز نيكولاس(بابانوئل) افرادی بعنوان بابانوئل بطور نمادين و سمبليك در خيابانها با لباس مبدل (بابانوئل ) به پخش شكلات بين بچه ها مشغول بوده و كودكان نيز آنها را ديده بودند ولی هرگز در شب كريسمس موفق به ديدن آن نخواهند شد . البته در صبح اين روز همه برای بچه ها شكلات می خرند و در پشت در خانه قرار می دهند و صبح كه بچه از خواب بيدار ميشه ميره بيرون وميبينه نيكولاس براش شكلات آورده . اغلب همسايه ها هم برای كودكان همسايه خود شكلات خريده و در پشت در آنها قرار می دهند و اكثر والدين هم از اينكه چه كسی اينها را قرار داده بی اطلاعند)
ياد آوری كنم كه در قصه ها آمده است كه بابانوئل از سرزمينهای سرد و برفی از سمت تركيه امروزی با سورتمه هايی كه نيروی محركه آن گوزنها می باشند با پشت سر گذاشتن مصائب و مشکلات فراوان ناشی از برف و بوران و يخبندان . و طی مسافتی طولانی و تنها به انگيزه رساندن كادوها در چنين شبی به كودكان دنيا كه بهترين دوستان وی محسوب می شوند سفر خود را آغاز و علیرغم مشکلات سفر بموقع كادوهای خود را به تمام بچه های دنيا می رساند .
بعد از قرار گرفتن كادو ها در زير درخت ، با زدن زنگی كه حكايت از آمدن بابانوئل دارد ساكنين را به جمع شدن به دور درخت و انتخاب كادوهای خود دعوت می كنند . نام هر يك در روی بسته كادو نوشته شده تا بسته خود را جدا كرده و باز كنند .
صحنه شادی كودكان با ديدن كادوهايی كه به درخواست خود از بابانوئل دريافت كردند تماشاييست .
ياد آور می شوم در اين روز همه افراد خانواده برای يكديگر كادويی تهيه كرده اند كه اين می تواند از يك بسته شكلات گرفته تا پول نقد باشد .
از ديگر مراسم اين شب شام اختصاصی و سنتی است كه خوراكی از غاز است . بطوريكه يك غاز درسته را در ظرفی مخصوص (بيضی شكل ) پخته و با سبزيجات مختلف پخته شده تزئين داده همراه ديگر مخلفات ، شامل پيش غذا ها و نوشابه های الكلی وغير الكلی و... بر روی ميزی كه با شمع و گل و بهترين ظروف موجود درخانه آراسته شده سرو، و در كمال شادی و بگوبخند نوش جان می كنند . در خانواده های مذهبی و پيرهای متعصب دعای قبل از غذا فراموش نمی شود .
در اين شب راديو ها و تلويزيونها برنامه مخصوص اين شب را دارند و در جمع شاد خانواده ها حضور فعال دارند و ضمن برگذاری مراسم شو، مسابقه و ديگر سرگرمی ها به پخش فيلمهای تاريخی مذهبی می پردازند .
از فردای آنشب پس از پشت سر گذاشتن كريسمس در تدارك برقراری هر چه با شكوهتر برگذار كردن سال نو بر می آيند .
در فروشگاه ها فقط در فاصله ۲۶ تا ۳۱ دسامبر اجازه فروش ترقه، فشفشه و ساير وسايل آتش بازی وحود دارد و از اولين روز جوانان و نوجوانان با خريدن اين نوع لوازم شروع به ترقه پرانی كرده و از هر گوشه صدای انفجاری شنيده می شود . اين حالت تا شب ۳۱ دسامبر كه همان شب ژانويه يا بقول آلمانيها silvester است ادامه دارد.
(در اين شب برخلاف شب كريسمس كه بعلت مرسوم بودن پختن غذای سنتی در ميان خانواده ها تقريبآ۹۹٪ رستورانها تعطيل ميباشند ،كليه رستورانها وغذاخوريها سرتاسر شب را پذيرای ميهمانان خود هستند وبرای اين شب از هفته ها قبل ميز رزرو شده و به ندرت اتفاق می افتد رستورانی بتواند ويا جا داشته باشد از مراحعين غير رزروی پذيرايی نمايد .در بعضی مواقع در اين شب بايد بيش از يكساعت منتظر سرو غذا ماند .)
در شب ژانويه دسته دسته مردم در هر گوشه از شهر حمع شده وخود را برای سال تحويل كه ساعت 00.00 ميباشد آماده ميكنند عده ای نيز گروه گروه بسوی مراكز بزگ شهر راهی ميشوند تا در جمع بسيار زيادی از مردم اين واقعه را جشن بگيرند .وشايد حتی در صحنه رقابت بلند ترين صدای انفحار ويا بهترين وزيباترين فشفشه ها وموشكها شركت كنند .
صدای انفحارها وفرستاده شدن تك فشفشه ها در طول شب ادامه دارد ولی تقريبآ از ساعت ۱۱ شب شروع ودر ساعت ۱۲ شب به اوج خود رسيده وتا حدود ساعت ۱ صبح اول ژانويه ادامه دارد . در اين مدت آسمان غرق در نورهای خيره كننده به رنگهای مختلف است و فضا را بوی تند باروت و دود پر كرده و سردی هوا را نيز با نوشيدن شراب و sekt (نوعی نوشابه الكلی مشابه شامپاين )خنثی ميكنند .
و جالب اينكه شب ژانويه تنها شبی در سال است كه كودكان اجازه دارند تا صبح بيدار مانده همراه خانواده و دوستانشان شادی كنند. چرا كه در طی شبهای سال حداكثر فقط تا ساعت ۹ شب اجازه بيدار ماندن دارند .
واما فلسفه كريسمس و شب ژانويه و رابطه اين شبها با شب يلدا :
بطوری كه ميدانيم شب يلدا طولانی ترين شب سال است كه از ديرباز درايران بعنوان جشن زايش خورشيد جشن گرفته می شد . فردای يلدا روز خورشيد و روز مهر است و نزد ايرانيان بسيار گرامی بود و جشن تولد مهر يا خورشيد و آغاز سال بشمار می رفت . خورشيد، مهر يا ميترا ، نجاتبخش جهان از تسلط اهريمن بود . هنگامی كه آيين مهر از ايران در دنيای غرب منتشر شد، در روم وبسياری از كشورهای اروپايی به همين سبب روز ۲۱ دسامبر را كه برابر اول دی ماه بود به عنوان روز مهر يا ميترای شكست ناپذير جشن می گرفتند . ولی پس از قرن چهارم ميلادی در پی اشتباهات محاسباتی كه در سال كبيسه پيش آمد، تولد مهر نجات بخش با ۲۵ دسامبر منطبق شد و پس از آن تثبيت يافت . تا آن زمان تولد عيسی مسيح(ع) در ۶ ژانويه جشن گرفته می شد . اما دين اغلب روميان و كشورهای اروپايی آيين مهر و ميترا بود .
اما هنگامی كه كم كم مسيحيت در روم با فشار و ارعاب جا باز كرد، متوليان كليسا چون نتوانستند بر برانداختن جشن تولد ميترا در ۲۵ دسامبر غلبه كنند همان روز را روز زايش مسيح اعلام كردند كه تا اين زمان باقی مانده است . و چون بعدها در اعلام شروع سال در روز ميلاد مسيح با حاميان مسيحيانی كه روز ۶ژانويه را بعنوان روز تولد مسيح برسميت می شناختند اختلاف بروز كرد مصلحت درآن ديده شد نه ۲۵ دسامبر و نه ۶ ژانويه حد وسط اين دو تاريخ يعنی اول ژانويه بعنوان مبداء و شروع سال شناخته شود .